![]() |
![]() |
|
| می گویند خدا در این نزدیکیست ولی من می گویم خدا خود نزدیک است |
|
این ظرفها را دیدی ؟؟توش اسید میریزن تا چیزهای دیگه را بسوزانند اما غافل از اینکه اولین چیزی که میسوزه خود این ظرفه است
آدمی که حسادت داره قبل از اینکه بخواد کسی را بسوزونه خودش میسوزه فی قلوبهم مرض؛؛؛فزادهم الله مرض دردی که باعث میشه هزار هزار کار دیگه کنیم مشکلی که باعث میشه هزار هزار حرف و تهمت بزنیم یه جورایی ام المعاصیه اصلا نمیذاره راحت باشی الحسود لایسود امیرالمومنین می فرماید:و این جای تفکر داره که حضرت کجا را می بینند که تازه شاید بهش رسیده باشه علم روز حضرت در کلامی نورانی دارند که: (العجب لغفله الحساد؛عن سلامه الاجساد) تعجب می کنم از غفلت آدمهای حسود که به تندرستی خویش نمی اندیشند قربون دهن سعدی جونم(علیه الرحمه )برم که ( لپ) کلام را گفتهمردکی خشک مغز را دیدم رفته در پوستین صاحب جاه گفتم ای خواجه گر تو بدبختی مردم نیک بخت را چه گناه الا تا نخواهی بلا بر حسود که ان بخت برگشته خود در بلاست چه حاجت که با او کنی دشمنی که او را چنین دشمنی در قفاست و لذا خیلی مواظب باش حالا اگه دیدی کسی چیزی داره یه راهش اینه که حسادت را تبدیل کنی به غبطه(یعنی بگی خدا مالش را بیشتر کنه به ما هم بده) این گناه نیست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/02/29ساعت توسط حرف حساب |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/02/29ساعت توسط حرف حساب |
|
|
دوستانم سلام امروز پای درس اخلاق حاج حسین رضا زاده میخوام بنشانمتون (فعل و حال می کنی) ![]() ![]() خیلی ها وقتی با هم صحبت می کنیم ؛مشاوره میکنیم؛گپ دوستانه؛این مطلب را میگن که حاجی: من وقتی نماز میخونم؛وقتی روزه می گیرم؛وقتی حواسم به خدا هست؛وقتی حلال و حرام سرم میشه؛وقتی خدا را واقعا بالای سرم می بینم؛هواش را دارم؛امام زمانم را حس می کنم و... خیلی حال و هوام خوبه ؛ فکر می کنم سیمم وصله و خدا صدام را میشنوه ولی...... همین که موقعیت گناهی پیش بیاد همین که برم جایی که شیطان جون یقه منو بگیرههمین که میرم جایی که کانون بحرانه و درد سر باشه نمیتونم جلوی خودم را بگیرم و همه زحماتم باد هوا میشه ؛دیگه فکر می کنم من خیلی بی عرضه ام؛فکر می کنم خدا منو دوست نداره...؛ ![]() وگرنه نمیذاشت من موقعیت گناه بیفتم و میتونست جلوی منو بگیره حالا ببین چه می کنه این حرف حساب![]() وقتی قبل از اعزام حاج حسین رضا زاده به المپیک که منتهی شد به قهرمانی حاج حسین رضا زاده و فخر ما به عالم برای داشتن کسی که فقط مدد جستن از اسمش نتیجه اش قهرمانیه المپیکه چه رسد به بامعرفت بر درخانه اش رفتن دل میبرد از هر دو جهان نام ابوالفضل(علیه السلام)بعد از قهرمانی و پایین امدن حاج حسین از روی سکو وقتی خبرنگار ازش پرسید چه حسی داری؟؟ گفت:یعنی نگفت گریه کرد بعد از انهم قهرمانی را هدیه کرد به قول علامه حسن زاده (زید عزه) به آیه الله العظمی کبیر:خامنه ای حفظه الله و بعدش گفت:خدایا شکر مزد 13 ماه اردوی خودم و زحمات خودم و همه دست اندر کاران را گرفتم اینجاش برای من مهمه که ببینید حاج حسین رضا زاده 13 ماه اردو رفت و اون زحمات را کشید ولی یه بار تا روز مسابقه بهش نگفتند بیا بهت مدال طلا بدیمچون تمرین کردن که مدال طلا نداره کل اون 13 ماه زحمت ؛نمودش و حاصل دهی ان 13 ماه زحمت در 3 بار به سن رفتن نتیجه میده یعنی اصل کاری همون سه بار باید حواسش را جمع کنه اشتباه نکنه دیگه اونجا وقت نتیجه گیریه اگه 13 ماه زحمت کشیدی اون چند ساعت باید خیلیییییی زحمت بکشی که اینهمه اتشت به هدر نره کما اینکه خیلییییییییی از اشتباهها خیلی از موقعیتها را از ما گرفته.... بله دوستان:اون چندماهی که خوبی؛حال و هوات خوبه؛و... همه اش وقتی برای خدا ارزش پیدا می کنه و بها داره که اون یه لحظه ای که داری امتحان میشی را سربلند بیرون بیایید تا مدال را بگیری اآخه این همه زحمت؛و تلاش برای پاک بودن را کی میخوای نمودش بدی؟؟!! بخونید رجبعلی خیاط و موقعیت گناهی که براش پیش اومده بود و بعد از همون تقوایی که پیشه کرد خدا ازش به قیمت زیاد خیلی زیاد خرید.(کیمیای محبت) بله دوستان: هر که در موج بلا شیعه بماند مرد است//وانکه یک موی بلغزد بخدا نامرد است بیایید حواسمون به همون یه لحظه ها باشه ؛که هر یکی از همون موقعیتها اگه بتونی بهش غلبه کنی پله ایست عظیم برای رسیدن به (رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند) خلاصه دوست من اولین اشتباه شاید اخرین اشتباهت باشد آقایی بود در نماز آیه الله العظمی بهجت روحی له الفدا (تو مایه های آی لاو یو) ایشون را ملاقات کردم و از ایشون که 23 سال مرید معظم له بوده و همه نمازهاشون راحاضر بوده. پرسیدم یه چیزی که از حضرت آقا دیدی برای من تعریف کن.![]() نمی گفت به زور از زیر زبانش در آوردم گفت: من جوانتر که بودم و مغازه ام را تازه باز کرده بودم(پارچه فروشی)خیلی از نامحرم ها می امدند با سر و وضع .... من چشمم ناخواسته به جاهایی که مجاز نبود می افتاد و خدا میدونست که نمیخواستم ولی ناخواسته میشد یک روزی خدمت آیه الله بهجت (حفظه الله)رسیدم و گریه کردم از ایشون خواستم که دعایی کنند تا این مسئله رفع بشه . ایشون دست به پیشانی خودشون کشیدند و از عرق پیشانی مبارکشون به صورت من زدند و روی چشمهای من کشیدند از اون روز به بعد من هر موقع نامحرم می بینم چشمهایم خود بخود بسته میشه جوانی را هم می شناسم در گرگان که مدتها بر اثر دعای حضرت ولیعصر در حقشون همین وضعیت را داشتند ولی به علت افتضاح بودن وضع حجاب و ادامه ان گناه(نگاه کردن)اون نعمت ازشون سلب شد اذکاری که برای دوری از گناه سفارش شده: 1- صلوات بر محمد و آل محمد 2-ذکر شریف یونسیه 3- خواندن آیه الکرسی (هر چه ببیشتر بهتر) 4- استغفار 5-یا خیرا حبیب و محبوب ولی اخرش بگم دوصد گفته چون نیم کردار نیست |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/02/29ساعت توسط حرف حساب |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/02/29ساعت توسط حرف حساب |
|
![]() واقعا جا داره مسئولین و بزرگان ما یاد بگیرند که تشریفات در انور خاک تاثیری ندارد الان تشریفاتت را خودت فراهم کن حضرت آیه الله بهجت تا بودند از تشریفات و دوربین و تلویزیون دوری کردند چون می فرمودند:تا وقتی زنده ام شیطان با ماست و معلوم نیست چه پیش می آید0این حرف رزا صاحب ان نفس مطمئنه می زند) و این هم اعلامیه ترحیم حضرت آقا ساده آمد ساده بود و ساده رفت(ولی پر رمز و راز...) برای شادی روحش صلواتی بفرستید و بنویسید داغش کن |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/02/29ساعت توسط حرف حساب |
|
|
بادشاه روم برای ع م ر نامه ای نوشت که بیست سوال در آن بود
و او جواب آنها را نمی دانست واز امیر المومنین(علیه السلام) تقاضا کرد که
جواب سوالات را بدهد...آن ده سوال و جواب ها این هاست:
1_ ان چیزی که نزد خداوند نیست؟ جواب: ظلم نیست 2- چیزی که همه اش دهان است؟جواب :آتش است 3_ چیزی که همه اش پا ست؟جواب:آب است 4_ چیزی که همه اش چشم است؟جواب:خورشید است 5-چیزی که همه ا ش بال است؟جواب :باد است 6-آنکس که فامیل ندارد؟جواب:حضرت آدم است 7-چهار جنبنده ای که در شکم مادر نبودند؟جواب:عصای موسی؛قوچ برای ابراهیم؛حضرت آدم و حوا 8-غذای گوناگون بهشتی که در یک کاسه امیخته نمی شود مانند چیست؟جواب:زرده و سفیده تخم مرغ 9-غذای بهشتی دفع نمی شودمانند چیست؟جواب:بچه در شکم مادر که از ناف خون میخورد و دفع ندارد 10-مکانی که خورشید در ان یکبار تابید؟جواب:زمین دریایی که بنی اسرائیل از ان عبور کردند و فرعونیان غرق شدند منبع:تذکره الخواص صفحه 144 اگه افتخار کردی به آقات یه صلوات برای فرج فرزندش بفرست تا آقامون بیاد و جزای ظالم را بدهد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1388/01/31ساعت توسط حرف حساب |
|
|
با صداقت باش یار ما شوی
لاف با عاشق مزن رسوا شوی كار ما بر سر حق پی بردن است در سبوی معرفت می خوردن است حرمت میخانه از مستی بود حق می بشكستن از پستی بود رمز و راز عشق با عاقل مگو حرف می با مردم جاهل مگو در بهاران صحبتی از دی مكن جاهلان را باخبر از می مكن ساقی ما در سقایت اولی است تا ابد مولای سرمستان علیست می كه ما گوییم مستی آورد نیستی نی؛نی كه هستی اورد می كه ما گوییم صاف است و زلال
می كه ما گوییم لطف حق بود لطف حق در مستی مطلق بود می كه ما گوییم عاری از ریاست مست این می انبیاء و اولیاست می كه ما گوییم الطاف جلی است مستی این می فقط یك یا علی ست می كه ما گوییم با تولا و تبری میدهد می كه ما گوییم صهبای ولاست ساقی و میخانه اش از كربلاست می كه ما گوییم پر سوز و تب است آن بلورین جام دست زینب است می بینی پارتی ما راملائك میگن: خدایا اجازه بده ما بریم بالهامون را فرش این پارتی كنیم كه جلسه ذكر علی هست(شیخ دولابی علیه الرحمه) پارتی ما را می بینی می آزاده توش /به اندازه ظرفت بخور/موزیكش زیبا ترین موزیكه عالم را گذاشتن با صدایی طنین انداز از همین الان تا قیامت/ خود خدا اینقدر این موزیك را دوست داره كه این موزیك را كرده زنگ در باغش كه زنگ در بهشته (یا علی)/رقص بلد نباشی هم عیبی نداره اینها میخرندت/ پس همه زیبا ترین لباسهاتون را بپوشید بیایید{لباس تقوا/عفاف/ بهترین عطرت را هم بزن من كه میگم تنت را خوشبو كن به صلوات بر محمد و ال محمد كه تا ابد بمونه ملائك بیان خودشان را بمالند به لباس های تو الهی هیچ موقع از مستی بیرون نیایی راستی منو لينك كن همه بیان تو پارتی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/01/23ساعت توسط حرف حساب |
|
|
در روانشناسی ارتباطات بحث میشه بازاریاب ها این را خوب بلدند
یكی از فنونش فن متابعته یعنی كاری كنی كه مخاطب تو با اون كارت حس تبعیتش از تو برانگیختانده خود بحث متابعت چندین راه داره كه یكیش این راهه {that s not all} این همه اش نیست مثلا دیدی 10 نوع چایی كه (میگن هیچ حیوانی غیر از انسان چایی را نمیخوره) كنار هم گذاشتند ولی یكی از چایی ها كنارش یه جایزه ای چیزی داره طبق آمار نشان داده شده كه این محصولات با القاء این كه این محصولی كه می بینید و در دسترستونه همه اش این نیست كه در اهر می بینید بلكه ادامه داره این محصول بیشتر فروش داشته و {échantillon} این واژه échantillon كه یه واژه فرانسویست یكی از مواد راهبردی این مسئله است و با این راه به مخاطب القاء می كنند ه این همه اش نیست حالا از انجایی كه قائل به این هستیم كه (الاسلام یعلو ولا یعلی علیه)اسلام بهترین دین است و هیچ دینی بر او برتری ندارد از بسیاری از قرائنی كه خودتون هم میتونید برید و ببینید در آیات و روایات میشه به جرات گفت كه این روش را دین ما اجراء كرده است. مثلا در سفارش آقا رسول الله(صلی اله علیه و آله) به {یا علی(سلام الله علیه) علیكم بالصلاه الیل ؛علیكم بالصلاه الیل؛علیكم بالصلاه الیل} و وقتی از آقا می پرسند كه چرا یه كلمه و 3 بار تكرار اینجاست كه میشه این قاعده {that s not all} پیاده كرد كه فرمودند محصول یا سفارش یكیست ولی خواستم به علی(سلام الله علیه) بگویم كه این همه اش نیست اگر خیر دنیا میخواهی(صلاه الیل) اگر خیر اخرت میخواهی (صلاه الیل) اگر خوشرویی و نورانیت قلب میخواهی(صلاه الیل) تازه وقتی به روایات نگاه می كنی می بینی واقعا این همه اش نیست چندین صفحه در مورد نماز شب وارد شده و و و ...(لا یخفی علی اهل البصیره فتبصر) و لذا توصیه می كنم:كاری نداره نماز شب خون شدن هر ركعتت 1 دقیقه كه حساب كنیم میشه 11 دقیقه قبل از نماز صبحت بیدار شو و از قافله عشاق خدا جا نمون و چه زیبا گلایه كرد خدای رحیم به داود كه یا داود دروغ می گوید بنده ای كه میگوید من عاشق خدا هستم و سحر ها( اگه هر مشكلی داری؛خدا میخوای؛ امام زمان میخوای؛عاشقی؛مشكل مالی داری؛رونق كاری میخوای؛دنیا میخوای؛عقبی میخوای؛هر چی میخوای امتحان كن 40 شب نماز شبت و نمازهای واجبت را بخون و هر شب سوره یاسین بخون و هدیه بده به ساحت قدسیه حجه الله علی الحجج یعنی فاطمه زهرا(سلام الله علیها) اون موقع می بینی كه {that s not all} راستی این شعر را هم تهش بنویسم و بگم تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نكن كه خواجه خود روش بنده پروری داند راستی با مرام dont forget me-منو فراموش نكن |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/01/18ساعت توسط حرف حساب |
|
|
با سلام یک ماه مونده تا محرم ارباب حسین این موضوع را چند وقته اماده کردم و دو دل بودم که بذارم یا نه؟ ولی دیروز استخاره کردم و خوب اومد و بنا را گذاشتم که بذارم تا دوستان هم استفاده کنند. چند سال قبل به نیابت از شما دوستان در نماز آقای بهجت(حفظه الله) منتظر تشریف فرمایی حضرت استاد بودیم که متوجه شدیم که نگاهها به طرفی منعطفه؟؟ خوب نگاه کردیم دیدیم آقای دایی هستند و نشستند در صف اول نماز جماعت آقای بهجت(حفظه الله)وارد شدند آنچنان شور و شعفی وجود همه اونهایی که بار اولشون بود را گرفته بود همه گریه می کردند و آقای دایی هم جز آندسته بود و شدیدا گریه می کرد. پرواز شروع شد همه دست به ابای آن پیر مراد از فرش جستیم و خود هم نفهمیدیم نماز تمام شد آقای بروجردی(محافظ)به حضرت آقا عرض کردند:ایشون آقای دایی هستند: آقا هم نگاهی به آقای دایی کردند و و آقای دایی هم دست آقای بهجت را بوسیدند. بعد رفتند نزدیک و درگوشی از آقا یه چیزی را پرسیدند و آقا هم خیلی آهسته به ایشون جواب دادند بعد ها معلوم شد که اون روز آقای دایی از آقای بهجت(روحی له الفداء) ذکر خواسته بودن برای موفقیت در کارهاشون بعد از اون بود علی دایی آمار گلش بالا رفت -آقای گل جهان شد- با سایپا قهرمان لیگ بر تر شد و ...... مریبی تیم ملی شد من می بینم هر روزی که بازی سخته و حساسه آقای دایی یه تسبیح گرفته دستش را ذکر میگه که من می دونم چی میگه ولی نمی تونم بگم کسی خواست خصوصی بپرسه؟؟ این را نوشتم و اصل بحث اینجاست
دانشمندی است انگلیسی نویسنده مدیریتی است به اسم (استیفن رابینز) در کتابشون در صفحه 70 تا 73 میگن که مردم خاور میانه(ما)در زندگی خودشون نقطه انحرافی دارند که آن را بهانه ای برای ناکامی های خویش قرار میدن و هر جایی که به خواسته شون نرسند میگن:
آیا میشه بگی ذکرو ... اثری نداشته؟؟ و همش حاصل زحمات خودشه و یا نه بگیم که همش کار ذکر بوده؟؟ امام صادق (روحی لقبره فداء)می فرماید:ابی الله ان یجری الاشیاء الا با لاسباب و فجعل لکل شئ سببا آقامون فرمودند خداوند ابا دارد که جریان بدهد اموری را مگر بر از راه اسبابش و لذا برای هر اموری سببی قرار داده خداوند به هیچ کی نمیده مگر اینکه بسترش را خودش فراهم کنه- به آقا میگم بببین اگه آن خانم را می خوای رابطه نا مشروع این هدف را خراب می کنه ها!!! گوش نمیده و بعد که به دختره نمی رسه میاد میگه خواست خدا بود؟؟ نه خواست خدا نبود خواست تو بود یا میگیم آقا بیا و این همه خرج !!رفتی دانشگاه درس بخون گوش نمیده بعدا که دچار مشکلات زیادی میشه میگه نمیدونم خدا برای ما چی نوشته؟؟؟ تو ببین برای خودت چی می نویسی؟؟ این بحث ادامه داره چون میدونم توش سئوال زیاد خوابیده سئوالهاتون را بپرسید تا ادامه اش را بذارم و ببینیم حل میشه یا نه؟ راستی از همه دوستان هم خواهش می کنم و هم اجازه میدم که هر موضوعی را از نوشته های حقیر به نظر شریفشون خوب آمد بردارند و در وبلاگشون به اسم خودشون بذارند فقط اگه به من هم بگن میام و در وبلاگشون تبلیغ می کنم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1387/09/08ساعت توسط حرف حساب |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/08/13ساعت توسط حرف حساب |
|
|
ملکه انگلیس با حضور در یک مسجد در ترکیه به تلاوت آیاتی چند از قرآن کریم گوش فرا داد.
به گزارش عصر ایران (asriran.com) به نقل از رونامه های ترکیه، ملکه الیزابت در ادامه سفر خود به ترکیه روز چهارشنبه به مسجد یاشیل در بورسای ترکیه رفت و در حالی که محجبه شده بود به تلاوت آیاتی از قرآن کریم گوش کرد. در جلسه تلاوت قرآن ابتدا يك پرفسور ترك درباره تاريخچه مسجد اطلاعاتي را به ملكه اليزابت ارائه كرد و سپس پرفسور محمد امين عضو هيات علمي دانشكده الهيات دانشگاه اولوداغ تركيه آياتي چند از قرآن كريم را تلاوت كرد. برپایه اين گزارش ملكه الیزابت قبل از شروع قرائت قرآن به دستان خود دستكش كشيد که اين موضوع توجه حاضران را به خود جلب کرد. ملکه همچنین در پایان این جلسه یک جلد قرآن کریم را از دستان مفتی بورسا دریافت کرد.
ملکه اليزابت دوم و دوک اديمبرگ روز سه شنبه براي ديداري چهار روزه عازم انکارا پایتخت ترکیه شدند. در تصاویر ملکه در کنار همسر محجبه عبدالله گل رییس جمهور ترکیه دیده می شود که در حال ورود به مسجد یاشیل برای گوش دادن به تلاوت قرآن کریم است.
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1387/08/13ساعت توسط حرف حساب |
|
|
بسم استا کریم
سلام والله ماه رمضان که رفته بودیم دیدیم">.... هر کی می آمد جلو دست دوستی که میداد میدیدیم عاشقه و خلاصه!! درد عشقی کشیده کمپرس
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1387/07/25ساعت توسط حرف حساب |
|
|
||
|
+ نوشته شده در
شنبه 1387/05/12ساعت توسط حرف حساب |
|
|
با این همه پروند هایی که امروزه در دادگاهها هست
.
با این همه تجربه هایی که در داستان های مختلف و قصه های مختلف نقل شده و همه شنیدید؟![]() .
![]() {{{{{تلاش پزشكان براي نجات جان دختر جواني كه ساعتي قبل، خود را از بالاي پل حافظ به پايين پرتاب كرد، آغاز شده است. به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، ساعت 9 و 5 دقيقه روز شنبه دختر 24 سالهاي به نام «آرزو»، خود را از بالاي پل حافظ به وسط خيابان در چهارراه كالج پرتاب كرد. بر اساس اين گزارش دختر جوان كه به شدت از ناحيه كمر، كتف و پا آسيب ديده بود با حضور عوامل اورژانس ساعت 9:40 در حالي به يكي از بيمارستانهاي تهران انتقال يافت كه متأسفانه ازدحام جمعيت موجب تأخير در اقدامات امدادرساني شد. در حالي كه در جيب اين دختر، نامهاي حاوي يادداشت و شعر كشف شد، اين كه علت اصلي سقوط دختر جوان، مسايل عاطفي يا موضوع ديگري در ميان بوده، تحت بررسي است}}}} با این همه ضرر هایی که برای دوستی های غیر مجاز (شرعی)اینتر نتی و غیره....گفته شده و دیده شده.و بیشتراین ضررها هم همه می دانند که دامنگیر دختر ها می شود(خانم ها). چرا باز هم دختر هادرس عبرت نمی گیرند؟؟ چرا باز هم سادگی![]()
آیا...................................................![]() .
من قضاوت نمی کنم و از دوستان می خوام این موضوع
را به چالش بکشن.مخصوصا دختر هاااااااااا![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/10/05ساعت توسط حرف حساب |
|
|
در شمال اكثر مردم دستی به كشاورزی دارن.ما هم مثل بقیه چند هكتاری زمین داریم.
چون خدا بیمرز پدرمون زمینها را به دهقان میداد با مادر و داداش بزرگترم صحبت كردیم و مقرر شد بین ما و بابا كه همون زمین را به ما به دهقانی بدن((برنامه تابستانی مفید و در امد زا برای بچه ها با نظارت 24 ساعته پدر و مادر)))خلاصه زمین را به دهقانی گرفتیم و شالی ((همون برنجی كه شما می خورید قبل از آسیاب رفتنه))كاشتیم و كاشت شروع شده بود و در مرحله داشت بودیم.كه اصطلاحا با ان وجین میگن . در حال انجام دادن بودیم در روز چند ساعت با آقا داداش و مادر عزیز تر از جانم بزرگتر مشغول بودیم به كار چند روزی گذشت و داداش ما به علت داشتن مسابقه مرخصی می گرفت و با یه چشمك اصطلاحا از زیر كار در می رفت و دل ما را می سوزوند و می خندید و من و مادر را سر زمین تنها می ذاشت . روزی من و مادر مشغول بودیم كه من هم خسته شده بودم و بهانه گرفتم برای مادرم كه تا صادق نیاد من كار نمی كنم همش ما داریم كار می كنیم و اون استراحت. خلاصه یه روز از زیر كار فرار كردم و اومدم زیر سایه و استراحت كردم و مادر هم زیر آفتاب داغ مشغول كار كردن بود من هم لباسم را در آوردم و با بالا تنه ای لخت زیر سایه درخت انجیری خوابیدم و یه جورایی ناراحت بودم و غیرتم اذیتم می كرد مادرت داره كار می كنه و تو خوابیدی ولی به دو علت تنبلی و طعنه های داداش نمی رفتم و خوابیدم . بعد از چند لحظه احساس كردم كه روی سینه ما سرد شده و در خواب و بیداری با چشمان بسته پیش خوئدم می گفتم دست مادرمه چند لحظه ای خوشم میامد و یهو یادم اومد بابا8->دست مادر اینقدر لطیف نیست و اینقدر سرد یواش یواش چشم هام را باز كردم
جون من.نه جون خودتون بیاییید قدر مادر و پدرتون را بدونید و هر كی از این داستان خوشش اومده برای امام زمان 5 تا صلوات بفرسته و ثوابش را هدیه كنه به روح بابام |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/08/10ساعت توسط حرف حساب |
|
|
می دونی!!!!!!
فرقی نمیکنه که دریا باشی یا یه گودال کوچک برای اینکه عکس آسمان در تو بیفته باید زلال و صاف باشی تا عکس آسمان در توباشه حال برای اینکه آثار لطف و احسان و این که خدا هوای ما را داره را در خودمون حس کنیم باید صاف و زلال باشیم هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با حرفهای قشنگت این جمله زیبا را کامل کن ممنون از لطفت عزیز |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/08/02ساعت توسط حرف حساب |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
کوچک بزرگ زن.مرد.هر زبانی وهرملیتی و هردینی این راقبول دارندحرف حساب
|
| آرشیو موضوعی |
|
عمومی حرف حساب برای شما ؟ نظر خواهی مذهبی |
|
RSS
|