تبليغاتX
تنها چیزی که برای همه سنین سفارش می شود
می گویند خدا در این نزدیکیست ولی من می گویم خدا خود نزدیک است
این ظرفها را دیدی ؟؟توش اسید میریزن تا چیزهای دیگه را بسوزانند اما غافل از اینکه اولین چیزی که میسوزه خود این ظرفه است
آدمی که حسادت داره قبل از اینکه بخواد کسی را بسوزونه خودش میسوزه
فی قلوبهم مرض؛؛؛فزادهم الله مرض
دردی که باعث میشه هزار هزار کار دیگه کنیم
مشکلی که باعث میشه هزار هزار حرف و تهمت بزنیم
یه جورایی ام المعاصیه
اصلا نمیذاره راحت باشی
الحسود لایسود

امیرالمومنین می فرماید:و این جای تفکر داره که حضرت کجا را می بینند که تازه شاید بهش رسیده باشه علم روز

حضرت در کلامی نورانی دارند که:

(العجب لغفله الحساد؛عن سلامه الاجساد) تعجب می کنم از غفلت آدمهای حسود  که به تندرستی خویش نمی اندیشند


قربون دهن سعدی  جونم(علیه الرحمه )برم که (لپ) کلام را گفته
مردکی  خشک مغز را دیدم
رفته در پوستین صاحب جاه
گفتم ای خواجه گر تو بدبختی
مردم نیک بخت را چه گناه
الا تا نخواهی بلا بر حسود
که ان بخت برگشته خود در بلاست
چه حاجت که با او کنی دشمنی
که او را چنین دشمنی در قفاست

و لذا خیلی مواظب باش
حالا اگه دیدی  کسی چیزی داره یه راهش اینه که حسادت را تبدیل کنی به غبطه(یعنی بگی خدا مالش را بیشتر کنه به ما هم بده) این گناه  نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/29ساعت   توسط حرف حساب | 
این فلز یاب ها را دیدی
 هر چی طرف نقطه مورد نظر  میری و نزدیک میشی صدای بوق فلز یاب بیشتر میشه یعنی اینکه نزدیکتر میشی
قلب هم مثل فلز یابه ولی یه چیزش برعکسه و اون هم اینکه:
قلب هر چی طرف گنج که همون خداست میره و نزدیک میشه
برعکس فلز یاب که صداش بیشتر میشه
 قلب صداش کمتر میشه و اضطرابش کمتر میشه و استرسش کمتر میشه
(هو انزل السکینه فی قلوب المومنین)
مرحوم فیض کاشانی می فرماید:
زر وجود من از عشق غیر شد خالص
به بوته غم او تا گداز می بینم
وفای اوست وفا و جفای اوست وفا
وفا جفا شود ار امتیاز می بینم
عنای او همه راحت  غمش همه شادیست
بلای اوست عطاء و سوز و ساز می بینم
ممنون میشم داغش کن

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/29ساعت   توسط حرف حساب | 
دوستانم سلام
امروز پای درس اخلاق حاج حسین رضا زاده میخوام بنشانمتون (فعل و حال می کنی)
خیلی ها وقتی با هم صحبت می کنیم  ؛مشاوره میکنیم؛گپ دوستانه؛این مطلب را میگن که حاجی:
من وقتی نماز میخونم؛وقتی روزه می گیرم؛وقتی حواسم به خدا هست؛وقتی حلال و حرام سرم میشه؛وقتی خدا را واقعا بالای سرم می بینم؛هواش را دارم؛امام زمانم را حس می کنم و...
خیلی حال و هوام خوبه ؛ فکر می کنم سیمم وصله و خدا صدام را میشنوه
ولی......
همین که موقعیت گناهی پیش بیاد
همین که برم جایی که شیطان جون یقه منو بگیره
همین که میرم جایی که کانون بحرانه و درد سر باشه
نمیتونم جلوی خودم را بگیرم و همه زحماتم باد هوا میشه ؛دیگه فکر می کنم من خیلی بی عرضه ام؛فکر می کنم خدا منو دوست نداره...؛

وگرنه نمیذاشت من موقعیت گناه بیفتم و میتونست جلوی منو بگیره
حالا ببین چه می کنه این حرف حساب
وقتی قبل از اعزام حاج حسین رضا زاده به المپیک که منتهی شد به قهرمانی حاج حسین رضا زاده و فخر ما به عالم برای داشتن کسی که فقط مدد جستن از اسمش نتیجه اش  قهرمانیه المپیکه چه رسد به  بامعرفت بر درخانه اش رفتن
دل میبرد از هر دو جهان نام ابوالفضل(علیه السلام)
بعد از قهرمانی  و پایین امدن حاج حسین از روی سکو
وقتی خبرنگار ازش پرسید  چه حسی داری؟؟
گفت:یعنی نگفت گریه کرد
بعد از انهم قهرمانی را هدیه کرد به  قول علامه حسن زاده (زید عزه) به آیه الله العظمی کبیر:خامنه ای حفظه الله
و بعدش گفت:خدایا شکر مزد 13 ماه اردوی خودم و  زحمات خودم و همه دست اندر کاران را گرفتم
اینجاش برای من مهمه
که ببینید حاج حسین رضا زاده 13 ماه اردو رفت و اون زحمات را کشید ولی یه بار تا روز مسابقه بهش نگفتند بیا بهت مدال طلا بدیمچون تمرین کردن که مدال طلا نداره
کل اون 13 ماه زحمت ؛نمودش و حاصل دهی ان 13 ماه زحمت در 3 بار به سن رفتن نتیجه میده
یعنی اصل کاری همون سه بار باید حواسش را جمع کنه اشتباه نکنه
دیگه اونجا وقت نتیجه گیریه اگه 13 ماه زحمت  کشیدی اون چند ساعت باید خیلیییییی زحمت بکشی که اینهمه اتشت به هدر نره
کما اینکه خیلییییییییی از اشتباهها خیلی از موقعیتها را از ما گرفته....
بله دوستان:اون چندماهی که خوبی؛حال و هوات خوبه؛و...
همه اش وقتی برای خدا ارزش پیدا می کنه و بها داره که اون یه لحظه ای که داری امتحان میشی را سربلند بیرون بیایید تا مدال را بگیری
 اآخه این همه زحمت؛و تلاش برای پاک بودن را کی میخوای نمودش بدی؟؟!!
بخونید رجبعلی خیاط و موقعیت گناهی که براش پیش اومده بود و بعد از همون تقوایی که پیشه کرد خدا ازش به قیمت زیاد خیلی زیاد خرید.(کیمیای محبت)
بله دوستان:
هر که در موج بلا شیعه بماند مرد است//وانکه یک موی بلغزد بخدا نامرد است
بیایید حواسمون به همون یه لحظه ها باشه ؛که هر یکی از همون موقعیتها اگه بتونی بهش غلبه  کنی پله ایست عظیم برای رسیدن به (رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند)
خلاصه دوست من اولین اشتباه شاید اخرین اشتباهت باشد
 آقایی بود در نماز آیه الله العظمی بهجت روحی له الفدا (تو مایه های آی لاو یو) ایشون را ملاقات کردم و از ایشون که 23 سال مرید  معظم له بوده  و همه نمازهاشون راحاضر بوده. پرسیدم یه چیزی که از حضرت آقا  دیدی برای من تعریف کن.
نمی گفت به زور از زیر زبانش در آوردم
گفت: من جوانتر که بودم و مغازه ام را تازه باز کرده بودم(پارچه فروشی)خیلی از نامحرم ها می امدند با سر و وضع ....
من چشمم ناخواسته به جاهایی که مجاز نبود می افتاد و خدا میدونست که نمیخواستم ولی  ناخواسته میشد
یک روزی خدمت آیه الله بهجت (حفظه الله)رسیدم و گریه کردم از ایشون خواستم که دعایی کنند تا این مسئله رفع بشه .
ایشون دست به پیشانی خودشون کشیدند و از عرق پیشانی مبارکشون به صورت من زدند و روی چشمهای من کشیدند از اون روز به بعد  من هر موقع نامحرم می بینم چشمهایم خود بخود بسته میشه
جوانی را هم می شناسم در گرگان که مدتها بر اثر دعای حضرت ولیعصر در حقشون همین وضعیت را داشتند ولی به علت افتضاح بودن وضع حجاب و ادامه ان گناه(نگاه کردن)اون نعمت ازشون سلب شد
اذکاری که برای دوری از گناه سفارش شده:
 1- صلوات بر محمد و آل محمد
2-ذکر شریف یونسیه
3- خواندن آیه الکرسی (هر چه ببیشتر بهتر)
4- استغفار
5-یا خیرا حبیب و محبوب

ولی اخرش بگم دوصد گفته چون نیم کردار نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/29ساعت   توسط حرف حساب | 

با سلام

چند روزی نبودیم ولی دعا گوی همه دوستان بودیم

انشاء الله انچه که همه دوستان در این روزها عمل می کنند و عزاداری می کنند مورد قبول ساحت اهلبیت باشد

وقتی داشتیم می امدیم برای استان گلستان تو اتوبوس که نشستیم چند تا  آبجی محترم ولی (hejab not) و کم حجاب آمدن و نشستند جلوی ما

جون داداش ما باهاشون کاری نداشتیم ولی خداییش دیگه ستم بود این خانمه مصرف روسریش کم بود بماند و فکر کنم اشتباهی به خاطر اینکه عجله داشتند روسری دختر کوچیکش را برداشته بود و سرش کرده بود

تازه همون هم تند تند هی از سرش می افتاد

خب ما باید اینجا چه کنیم؟؟

نگیم بهمون میگن بی غیرت

بگیم میگن متهجر!!

خلاصه با 25 تا پسوند و پیشوند عرض امر به منکر کرده و گفتیم

حضرت سرکار خانم لطف کرده الگوی مصرف را در روسری خودتون رعایت نکنید و کمی بالا تر بکشید اون تیکه پارچه را(روسری)

و این جواب دموده شده و تکراری و همه جایی را که دیگه برش  نداره را اون خانم به ما داد و گفت:

حاج آقا حجاب فقط مال زنها نیست تو چشمت و درویش کن

ما یواشکی گفتیم ولی اون داد زد و کل 65 نفر نگاه کردند(ظرفیت اتوبوس 40 نفره)

خلاصه چشمتون روز بد نبینه (انی ضایعا شدیداااااااااااااااا)ما ضایع شدیم

ولی از اونجایی که بنا بر دستور گفته بودم اتفاقا خیلی این حرفش حال داد بهم

گفتم خدایا تو خودت میدونی اگه من این حرف را زدم برای این بود که خودت امر کرده بودی!!حالا یه چیز جور  کن جواب این (مادام کوری) و این خانم منور الفکر را بدیم

دوستان کسی که برای خدا از خودش خرج کند خدا اون مقع هاش براش خرج می کنه

چند دقیقه نگذشته بود که یه پیرمرده با حال و شاد و خلاصه از صورتش سجده می بارید سوار ماشین شد

سوار شد گفت :یا حیدر کرار

و بعد با صدای بلند به همه سلام کرد(قربون مرامش)

از شانس خوب ما هم اومد نشست دقیقا کنار ما و پشت سر همون خانم منور الفکر

داداش ؛ آبجی چشمت روز بد نبینه دست کرد تو جیبش یک عدد عطر در اورد که خدای شما شاهده به محض اینکه درش را باز کرد سرم (fire)خلاصه سرم یتفجر شدیدااااااااااااااااااا

خیلی بوی خوبی داشت!!!

بعد به همین هم رضایت نداد از اونجایی که مرامش شدیدااااااااااا بالا بود رفت از سر اتوبوس با صدای بلند و زیبای صلوات به همه عطر تعارف می کردو اگر هم کسی بینیش را می گرفت میزد جلوی  صندلیش بعد می گفت قابل نداره صلوات بفرست

خلاصهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

جاتون خالی اتوبوس بوی عطر این اقا گرفت و واقعا خود من هم داشتم ..... می اوردم

این خانمه منور الفکره برگشت و بلند سر ما داد زد گفت آقاااااااااااااااااااااااااااا

جمع کن این باروتت را همهجا را بو گرفت  ما از این بو خوشمون نمیاد

اینجا بود که دیدم حضرت استا کریم بامرام جوابه را داده دست ما بدیم به این خانم

بلند گفتم:خانم  ما با این خوشیم تو جلوی بینیت را بگیر!!

خانمه گفت آقا ما بدمون میادددد

گفتم ما هم از اون موهای ....رنگ شما بدمون میاد

گفت اخه برای خودمون که زیباست

گفتم این پیرمرده هم الان تو اوج حاله و فکر می کنه داره به شما صفا میده

هر موقع شما جلوی بینیت را گرفتی ما هم جلوی چشممون را می گیریم

بعد بهش گفتم حضرت سرکار من خودم هم مثل تو سرم درد می کنه ولیییییییییییی

خداییش

انصافااااااااااااا

اگر جوانی تحریک میشه به خاطر اینه که این وضع ها را می بینه و تو نمیتونی بهش بگی که تو دلت خرابه و تو حالت خوش نیست

همانطوری که 10 دقیقه قبل شما سرت درد نمی کرد ولی این حاجی با مرامه که امده  شما سرت درد می کنه

پس منصف باش و هیچ موقع به کسی توهین نکن

بعدش منم دست کردم توی ساکم و از بسته ماسکهام یه ماسک بهش دادم و بعد هواکش بالای سرش را باز کردم و اون هم فردین بازی در اورد وروسریش را درست کرد

فقط هر موقع هر ایرادی بهمون گرفتند منصف باشیم و رفع کنیم ان ایراد را در خودمان

1-منصفانه نظر بده

2- اگه خوشت اومد صلوات بفرست و بنویس

3-داغش کن تا در ثوابش شریک باشی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/29ساعت   توسط حرف حساب | 
http://www.rasanews.ir/Images/News/Larg_Pic/28-2-1388/IMAGE633782689410937500.jpg
واقعا جا داره مسئولین و بزرگان ما یاد بگیرند که تشریفات در انور خاک تاثیری ندارد الان تشریفاتت را خودت فراهم کن
حضرت آیه الله بهجت تا بودند از تشریفات و دوربین و تلویزیون  دوری کردند
چون می فرمودند:تا وقتی زنده ام شیطان با ماست و معلوم نیست چه پیش می آید0این حرف رزا صاحب ان نفس مطمئنه می زند)
و این هم اعلامیه ترحیم حضرت آقا
ساده آمد ساده بود و ساده رفت(ولی پر رمز و راز...)
برای شادی روحش صلواتی بفرستید و بنویسید
داغش کن
+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/02/29ساعت   توسط حرف حساب | 
بادشاه روم برای ع م ر نامه ای نوشت که بیست سوال در آن بود و او جواب آنها را نمی دانست واز امیر المومنین(علیه السلام) تقاضا کرد که جواب سوالات را بدهد...آن ده سوال و جواب ها این هاست:
1_ ان چیزی که نزد خداوند نیست؟ جواب: ظلم نیست
2- چیزی که همه اش دهان است؟جواب :آتش است
3_ چیزی که همه اش پا ست؟جواب:آب است
4_ چیزی که همه اش چشم است؟جواب:خورشید است
5-چیزی که همه ا ش بال است؟جواب :باد است
6-آنکس که فامیل ندارد؟جواب:حضرت آدم است
7-چهار جنبنده ای که در شکم مادر نبودند؟جواب:عصای موسی؛قوچ برای ابراهیم؛حضرت آدم و حوا
8-غذای گوناگون بهشتی که در یک کاسه امیخته نمی شود مانند چیست؟جواب:زرده و سفیده تخم مرغ
9-غذای بهشتی دفع نمی شودمانند چیست؟جواب:بچه در شکم مادر که از ناف خون میخورد و دفع ندارد
10-مکانی که خورشید در ان یکبار تابید؟جواب:زمین دریایی که بنی اسرائیل از ان عبور کردند و فرعونیان غرق شدند
منبع:تذکره الخواص صفحه 144
اگه افتخار کردی به آقات یه صلوات برای فرج فرزندش بفرست تا آقامون بیاد و جزای ظالم را بدهد
+ نوشته شده در  دوشنبه 1388/01/31ساعت   توسط حرف حساب | 
با صداقت باش یار ما شوی

لاف با عاشق مزن رسوا شوی

كار ما بر سر حق پی بردن است

در سبوی معرفت می خوردن است

حرمت میخانه از مستی بود

حق می بشكستن از پستی بود

رمز و راز عشق با عاقل مگو

حرف می با مردم جاهل مگو

در بهاران صحبتی از دی مكن

جاهلان را باخبر از می مكن

ساقی ما در سقایت اولی است

تا ابد مولای سرمستان علیست

می كه ما گوییم مستی  آورد

نیستی نی؛نی كه هستی اورد

می كه ما گوییم صاف است و زلال

خوردن این می خدا كرده حلال

می كه ما گوییم لطف حق بود

لطف حق در مستی مطلق بود

می كه ما گوییم عاری از ریاست

مست این می انبیاء و اولیاست

می كه ما گوییم الطاف جلی است

مستی این می فقط یك یا علی ست

می كه ما گوییم زهرا می دهد

با  تولا  و تبری میدهد

می كه ما گوییم صهبای ولاست

ساقی و میخانه اش از كربلاست

می كه ما گوییم پر سوز و تب است

آن بلورین جام دست زینب است

می بینی پارتی ما راملائك میگن: خدایا اجازه بده ما بریم بالهامون را فرش این پارتی كنیم كه جلسه ذكر علی هست(شیخ دولابی علیه الرحمه)

پارتی ما را می بینی می  آزاده توش /به اندازه ظرفت بخور/موزیكش  زیبا ترین موزیكه عالم را گذاشتن با صدایی طنین انداز از همین الان تا قیامت/ خود خدا اینقدر این موزیك را دوست داره كه این موزیك را كرده زنگ در باغش كه زنگ در بهشته (یا علی)/رقص بلد نباشی هم عیبی نداره اینها میخرندت/تازه اینجا 110 هم آشناست كاری نداره چون 110 نام امیر المومنینه و پارتی هم كه دیگه می بینید دیگه...../

پس همه زیبا ترین لباسهاتون را بپوشید بیایید{لباس تقوا/عفاف/

بهترین عطرت را هم بزن من كه میگم تنت را خوشبو كن به صلوات بر محمد و ال محمد كه تا ابد بمونه ملائك بیان خودشان را بمالند به لباس های تو

الهی هیچ موقع از مستی بیرون نیایی

راستی منو لينك كن همه بیان تو پارتی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1388/01/23ساعت   توسط حرف حساب | 
در روانشناسی ارتباطات بحث میشه  بازاریاب ها این را خوب بلدند

یكی از فنونش فن متابعته یعنی كاری كنی كه مخاطب تو  با اون كارت حس تبعیتش از تو برانگیختانده بشه و از تو تبعیت كنه

خود بحث متابعت چندین راه داره كه یكیش این راهه

{that s not all}

این همه اش نیست

مثلا دیدی 10 نوع چایی كه (میگن هیچ حیوانی غیر از انسان چایی را نمیخوره) كنار هم گذاشتند ولی یكی از چایی ها كنارش  یه جایزه ای چیزی داره

طبق آمار نشان داده شده كه  این محصولات با القاء این كه این محصولی كه می بینید و در دسترستونه همه اش این نیست كه در اهر می بینید بلكه ادامه داره این محصول بیشتر فروش داشته و

{échantillon}

این واژه échantillon كه یه واژه فرانسویست یكی از مواد راهبردی این مسئله است و با این راه به مخاطب  القاء می كنند ه این همه اش نیست

حالا از انجایی كه قائل به این هستیم كه (الاسلام یعلو ولا یعلی علیه)اسلام بهترین دین است و هیچ دینی بر او برتری ندارد از بسیاری از قرائنی كه خودتون هم میتونید برید و ببینید در آیات و روایات  میشه به جرات گفت كه این روش را دین ما اجراء كرده است.

مثلا در سفارش آقا رسول الله(صلی اله علیه و آله) به علی ابن ابیطالب امیر المومنین (علیه صلوات الله) فرمودند :

{یا علی(سلام الله علیه) علیكم بالصلاه الیل ؛علیكم بالصلاه الیل؛علیكم بالصلاه الیل}

و وقتی از آقا می پرسند كه چرا یه كلمه و  3 بار تكرار اینجاست كه میشه این قاعده {that s not all}

پیاده كرد كه فرمودند محصول یا سفارش یكیست ولی خواستم به علی(سلام الله علیه) بگویم كه این همه اش نیست

اگر خیر دنیا میخواهی(صلاه الیل)

اگر خیر اخرت میخواهی (صلاه الیل)

اگر خوشرویی و نورانیت قلب میخواهی(صلاه الیل)

تازه وقتی به روایات نگاه می كنی می بینی واقعا این همه اش نیست چندین صفحه در مورد نماز شب وارد شده و و و ...(لا یخفی علی اهل البصیره فتبصر)

و لذا توصیه می كنم:كاری نداره نماز شب  خون شدن

هر ركعتت 1 دقیقه كه حساب كنیم میشه 11 دقیقه قبل از نماز صبحت بیدار شو و از قافله عشاق خدا جا نمون

و چه زیبا گلایه كرد خدای رحیم به داود كه یا داود دروغ می گوید  بنده ای كه میگوید من عاشق خدا هستم و سحر ها( مثل حرف حساب در خواب )است.

اگه هر مشكلی داری؛خدا میخوای؛ امام زمان میخوای؛عاشقی؛مشكل مالی داری؛رونق كاری میخوای؛دنیا میخوای؛عقبی میخوای؛هر چی میخوای

امتحان كن 40 شب نماز شبت و نمازهای واجبت را بخون و هر شب سوره یاسین بخون و هدیه بده به ساحت قدسیه حجه الله علی الحجج یعنی فاطمه زهرا(سلام الله علیها)

اون موقع می بینی كه {that s not all}

راستی این شعر را هم تهش بنویسم و بگم

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نكن

كه خواجه خود روش بنده پروری داند

راستی با مرام dont forget me-منو فراموش نكن

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/01/18ساعت   توسط حرف حساب | 

با سلام

 یک ماه مونده تا محرم ارباب حسین

این موضوع را چند وقته اماده کردم و دو دل بودم که بذارم یا نه؟

ولی دیروز استخاره کردم و خوب اومد و بنا را گذاشتم که بذارم تا دوستان هم استفاده کنند.

چند سال قبل به نیابت از شما دوستان در نماز آقای بهجت(حفظه الله) منتظر تشریف فرمایی حضرت استاد بودیم که متوجه شدیم که نگاهها به طرفی  منعطفه؟؟

خوب نگاه کردیم دیدیم آقای دایی هستند و نشستند در صف اول نماز جماعت

آقای بهجت(حفظه الله)وارد شدند

آنچنان شور و شعفی وجود همه  اونهایی که بار اولشون بود را گرفته بود همه گریه می کردند و آقای دایی هم جز

آندسته بود و شدیدا گریه می کرد.

پرواز شروع شد همه دست به ابای آن پیر مراد از فرش جستیم و خود هم نفهمیدیم

نماز تمام شد آقای بروجردی(محافظ)به حضرت آقا عرض کردند:ایشون آقای دایی هستند:

آقا هم  نگاهی به آقای دایی کردند و و آقای دایی هم دست آقای بهجت را بوسیدند.

بعد رفتند نزدیک و درگوشی از آقا یه چیزی را پرسیدند و آقا هم خیلی آهسته به ایشون جواب دادند

بعد ها معلوم شد که اون روز آقای دایی از آقای بهجت(روحی له الفداء) ذکر خواسته بودن برای موفقیت در کارهاشون

بعد از اون بود علی دایی آمار گلش بالا رفت -آقای گل جهان شد-

با سایپا قهرمان لیگ بر تر شد

و ......

مریبی تیم ملی شد

من می بینم هر روزی که بازی سخته و حساسه آقای دایی یه تسبیح گرفته دستش را ذکر میگه که من می دونم چی میگه ولی نمی تونم بگم کسی خواست خصوصی بپرسه؟؟

این را نوشتم و اصل بحث اینجاست

 

 

 

 

 

 

 دانشمندی است انگلیسی نویسنده مدیریتی است  به اسم (استیفن رابینز) در کتابشون در صفحه 70 تا 73 میگن که مردم خاور میانه(ما)در زندگی خودشون نقطه انحرافی دارند که آن را بهانه ای برای ناکامی های خویش قرار میدن و هر جایی که به خواسته شون نرسند میگن:( god wills)خواست خدا بوده و اون خوبهاشون هم اگه موفقیتی داشته باشند میگن  خواست خدا بوده

20080503192312daei.jpgf9hzia.jpgحال بحث من اینجاست در همین قسمت مربوط به آقای دایی به نظر شما؟موفقیت های دایی را بذاریم به پای زحمات خودشون یا توکل ها و توسل ها و ذکری که گرفتند؟؟

بازی حساس تیم ملی در سوریه

آیا میشه بگی ذکرو ... اثری نداشته؟؟ و همش حاصل زحمات خودشه

و یا نه بگیم که همش کار ذکر بوده؟؟

امام صادق (روحی لقبره فداء)می فرماید:ابی الله ان یجری الاشیاء الا با لاسباب و فجعل لکل شئ سببا

آقامون فرمودند خداوند ابا دارد که جریان بدهد اموری را مگر بر از راه اسبابش و لذا برای هر اموری سببی قرار داده

خداوند به هیچ کی نمیده مگر اینکه بسترش را خودش فراهم کنه-

به آقا میگم بببین اگه آن خانم را می خوای رابطه  نا مشروع این هدف را خراب می کنه ها!!!

گوش نمیده و بعد که به دختره نمی رسه میاد میگه خواست خدا بود؟؟

نه خواست خدا نبود خواست  تو بود

یا میگیم آقا بیا و این همه خرج !!رفتی دانشگاه درس بخون گوش نمیده بعدا که دچار مشکلات زیادی میشه

میگه نمیدونم خدا برای ما چی نوشته؟؟؟

تو ببین برای خودت چی می نویسی؟؟

این بحث ادامه داره  چون میدونم توش سئوال زیاد خوابیده سئوالهاتون را بپرسید تا ادامه اش را بذارم و ببینیم حل میشه  یا نه؟

راستی از همه دوستان هم خواهش می کنم و هم اجازه میدم که هر موضوعی را از نوشته های حقیر به نظر شریفشون خوب آمد بردارند و در وبلاگشون به اسم خودشون بذارند فقط اگه به من هم بگن میام و در وبلاگشون تبلیغ می کنم

+ نوشته شده در  جمعه 1387/09/08ساعت   توسط حرف حساب | 
بازیگر نقش یوسف بی گریم-حتما ببین
13 آبان 87 - 15:09


این هم حضرت یوسف بی گریم


آیا او که روزی در نقشی که بازی کرد از دست زلیخا گریخت


الان که دارای اسم رسمی شده و مطمئنا خیل زلیخا ها به او هجوم می آورد می تواند باز هم از دستشون فرار کنه و مثل خیلی از بازیگران بیچاره ما گند نکاره؟؟!!

تا بوده چنین بوده همه اونهایی که محبوب شدند و افسار مدها و علائق خیلی ها دستشون بود....

اونهایی که تا یه لباسی می پوشیدند مد میشد...

خیلی از بازیکنان فوتبال...

یه روزی می دیدیم که افسارشون را گرفتند و گندشون در آمده!!

انشاء الله که اینطوری نیست و یوسف می مونه

البته دوستان جوان ما باید یاد بگیرن که  شخصیت یوسف را بگیرند نه بازیگر نقش یوسف؟؟

شیطان روزانه هزاران زلیخا جلوی همه میذاره در لباس ها و به شکل های گوناگون

خوش به حال اونهایی که یوسف وجودشون زنده شده و تن به این زلیخاها نمیدن

الله عالم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/13ساعت   توسط حرف حساب | 
ملکه انگلیس با حضور در یک مسجد در ترکیه به تلاوت آیاتی چند از قرآن کریم گوش فرا داد.

به گزارش عصر ایران (asriran.com) به نقل از رونامه های ترکیه، ملکه الیزابت در ادامه سفر خود به ترکیه روز چهارشنبه به مسجد یاشیل در بورسای ترکیه رفت و در حالی که محجبه شده بود به تلاوت آیاتی از قرآن کریم گوش کرد.

در جلسه تلاوت قرآن ابتدا يك پرفسور ترك درباره تاريخچه مسجد اطلاعاتي را به ملكه اليزابت ارائه كرد و سپس پرفسور محمد امين عضو هيات علمي دانشكده الهيات دانشگاه اولوداغ تركيه آياتي چند از قرآن كريم را تلاوت كرد.

برپایه اين گزارش ملكه الیزابت قبل از شروع قرائت قرآن به دستان خود دستكش كشيد که اين موضوع توجه حاضران را به خود جلب کرد.

ملکه همچنین در پایان این جلسه یک جلد قرآن کریم را از دستان مفتی بورسا دریافت کرد.

ملکه اليزابت دوم و دوک اديمبرگ روز سه شنبه براي ديداري چهار روزه عازم انکارا پایتخت ترکیه شدند.

در تصاویر ملکه در کنار همسر محجبه عبدالله گل رییس جمهور ترکیه دیده می شود که در حال ورود به مسجد یاشیل برای گوش دادن به تلاوت قرآن کریم است.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/08/13ساعت   توسط حرف حساب | 
بسم  استا کریم

سلام والله ماه رمضان که رفته بودیم دیدیم">....دیدیم

هر کی  می آمد جلو دست دوستی که میداد

میدیدیم عاشقه  و خلاصه!!

درد عشقی کشیده کمپرس

حالا در مورد این موضوع بزرگان زیادی بحث کرده اند ولی حقیر هم خواستم خودن را قاطی بزرگان کنم و یه چیزی هم ما گفته باشیم این جریان را نوشتم

یه روز شاهزاده هندی الاصل خانم گوهر شاد(علیها الرحمه) که یکی از صحنهای حرم مولامون امام رضا(روحی لقبره فدا) به نام ایشونه و موسسش ایشون هستند در حال بازدید مستقیم از نحوه پیشرفت کار مسجد بودند

همینطور که داشتند می رفتند و به همه خسته نباشید می گفتند

یه جوون عمله بناء از بالای کار خانم را دید و (داد و بیداد)

عاشق شد

رفت پیش استا  و گفت استااااااااااااااا

من  عاشق شدم!!؟؟

استا گفت خیره؟؟ بگو اگه در توونمون بود(نکته اخلاقی توش هست ها!!همسطحتون زن بگیرید؟؟) میریم خواستگاریش؟

شاگرده گفت همون خانمی که اموده و داره بازدید می کنه؟؟

استاااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!@@@@@@@@@@########$$$$$$$$$

گفت چییییییییییییییی میگیییییییییی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بابا بی خیال؟گفت نه  من عاشق شدم

من هر چه دیده ام همه از دیده دیده ام 

من همین را می خوام و خلاصه

استا اومد پیش خانم گوهر شاد و عرض کرد خانم جان

روم به دیوار روم به دیوار

این شاگرد ما عاشق شده؟؟

خانم گوهر شاد گفت :مبارکه خب کی هست؟؟؟

استا گفت :خانم جان !!روم به دیوار روم به دیوار

عاشق شما شده؟؟؟!!@@##$$%%^^&&**

خانم گوهر شاد هم گفتند :من مشکلی ندارم چشم فقط بگویید که من شرطی دارم که باید به ان عمل کنند اگه تونستند من حرفی ندارم؟؟؟!!!

شرطتتون چیه؟؟؟

فرمودند فقط 40 روز معادل چهل روز بره تو حرم و مسجدی خودش را برای خداش پاک پاک کنه عبادت کنه من حرفی نداره روز 41 بیاد بریم برای خرید؟؟؟؟؟؟

شاگرده رفت و شروع شد عشق بازی

لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین

یا غفار اغفر لی

مولای یا مولای انا المملوک و انت المالک ......

و خلاصه 40 روز گذشت؟؟

45 روز گذشت!!

50 روز گذشت!!

2 ماه گذشت

کسی را فرستادند دنبال شاگرده که بیا عروس خانم گوهر شاد میگه من حاضرم عقدت بشم کجایی؟؟

پسره گریه کرد و گفت:

حلوا به کسی ده که محبت نچشیده

من اون روز تو را می خواستم که او را نداشتم(خدا)

مرا ببخش و ممنونت هستم که معشوق واقعی را به من معرفی کردی

حرف من اینجاست::!!

خیلی ها نصف نصف زحمتی که برای یک عشق مجازی می کشند را برای عشق حقیقیشون نمی کشند

اینهمه تجریه ای

رایگان تر از بقیه تجارب؟؟

خدایا بارقه ای از آن محبتت را به من بچشان

دوست عزیز لطف ن هم  مزین کن متن را به گل نظرت و به کرمت هم داغش کن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/25ساعت   توسط حرف حساب | 
طرح سر بازی خانمها!!! بخون جدیده.
12 مرداد 87 - 12:50

سلام  به دوستان

یه روز داشتم می رفتم تو یه پادگانی یه  چیز نظرم را جلب کرد

دیدم دیوار های پادگان بلنده

روی دیوار ها سیم خار داره

 طول دیوارها را تقسیم کردند به تقسیمات دقیقی و برجک گذاشتند که به بیرون احاطه داشته باشه

 روی هر برجک یه نگهبان مسلح

بعد وارد پادگان که می خواهی بشی دژبانی می گرددت و می پرسه چی کار داری(البته ما را که جراتش را نداشت

وارد که شدم دیدم روی هر بلندی یه ضد هوایی کار گذاشتند

سئوال؟؟؟؟

این همه لایه های حفاظتی برای چی؟؟؟

وقتی جویا شدم  دیدم که هر کدام از اونها(لایه ها برای محافظت از یک ارزشی ساخته و طراحی شده وگر نه که همون دیوار اولی بس بود.

 

دیوار برای اینکه کسی داخل پادگان را نبینه  چون داخل پادگان فقط برای محارم اونه(نظامی ها)

 

سیم خار دار گذاشته که کسی ساده نتونه بیاد  روی دیوار و داخل را ببینه

 

بعد نگهبان  مسلح روی برجک گذاشته که فکر آمدن هم از سرش بیرون بیاد

 

دژبان گذاشته که ببینه کیه ؟؟چیه؟؟چی کار داره؟؟و خلاصه معلوم کنه که کی می تونه بیاد و کی نمی تونه و اینکه هر کسی هم کاری داره باید از راهش وارد بشه

 

روی هر تپه هم ضد هوایی گذاشته تا از نفوذ  از بالا هم جلوگیری کنه؟؟

 

فکر که کردم دیدم جواب سئوال اون خانمهایی که می پرسند اصلا حجاب چرا؟؟

 

یا اونهایی که می پرسند؟؟چرا مانتو؟؟

 

و یا می پرسند که چرا چادر؟؟

 

و یاوقتی که کسی پوشیه می زنند تعجب میکنند که چرا پوشیه زده؟؟

 

از توی همین لایه های حفاظتی پادگانه در میاد؟؟

 

از خانمها می پرسم تو, تن تو, جسم تو, ارزشش کمتر از یک پادگان که نیست؟؟ها؟؟؟

 

اون دیوار و سیم خار دار و نگهبان و دژبانی و ضد هوایی را برای ارزشهای متفاوتی گذاشته

 

جا داره ما هم یک فکری کنیم برای ارزشهای متفاوتی که داریم؟؟

 

اینجا خدمت خانمها معلوم میشه کجاست.

 

دژبانی دارید؟؟

 

سیم دیوار ارزشهاتون کجاست؟؟

 

سیم خار دارش چیه؟؟

 

نگهبان داری یا نه؟؟مسلحه؟؟

 

ضد هوایی چی؟؟؟

 

خیلی چیز ها را نمیشه گفت

 

در خانه اگر  کس هست یک حرف بس است(حتما هست)

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/05/12ساعت   توسط حرف حساب | 
با این همه پروند هایی که امروزه در دادگاهها هست3.gif.
با این همه تجربه هایی که در داستان های مختلف و قصه های مختلف نقل شده و همه شنیدید؟17.gif3.gif.
عکس : خودکشی دختر جوان از پل حافظ عکس : خودکشی دختر جوان از پل حافظ

{{{{{تلاش پزشكان براي نجات جان دختر جواني كه ساعتي قبل، خود را از بالاي پل حافظ به پايين پرتاب كرد، آغاز شده است.

به گزارش خبرنگار «حوادث» ايسنا، ساعت 9 و 5 دقيقه روز شنبه  دختر 24 ساله‌اي به نام «آرزو»، خود را از بالاي پل حافظ به وسط خيابان در چهارراه كالج پرتاب كرد.

بر اساس اين گزارش دختر جوان كه به شدت از ناحيه كمر، كتف و پا آسيب ديده بود با حضور عوامل اورژانس ساعت 9:40 در حالي به يكي از بيمارستان‌هاي تهران انتقال يافت كه متأسفانه ازدحام جمعيت موجب تأخير در اقدامات امدادرساني شد.

در حالي كه در جيب اين دختر، نامه‌اي حاوي يادداشت و شعر كشف شد، اين كه علت اصلي سقوط دختر جوان، مسايل عاطفي يا موضوع ديگري در ميان بوده، تحت بررسي است}}}}

با این همه ضرر هایی که برای دوستی های غیر مجاز
 
(شرعی)اینتر نتی و غیره....گفته شده و دیده شده.و بیشتراین ضررها هم همه می دانند که دامنگیر دختر ها
 
می شود(خانم ها).
چرا باز هم دختر هادرس عبرت نمی گیرند؟؟
چرا باز هم سادگی22.gif22.gif
آیا...................................................7.gif14.gif.
16.gifمن قضاوت نمی کنم و از دوستان می خوام این موضوع
 
را به چالش بکشن.مخصوصا دختر هاااااااااا16.gif
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/10/05ساعت   توسط حرف حساب | 
در شمال اكثر مردم دستی به كشاورزی دارن.ما هم مثل بقیه چند هكتاری زمین داریم.

چون خدا بیمرز پدرمون زمینها را به دهقان میداد با مادر و داداش بزرگترم صحبت كردیم و مقرر شد بین ما و بابا كه همون زمین را به ما به دهقانی بدن((برنامه تابستانی مفید و در امد زا برای بچه ها با نظارت 24 ساعته پدر و مادر)))خلاصه زمین  را به دهقانی گرفتیم و شالی ((همون برنجی كه شما می خورید قبل از آسیاب رفتنه))كاشتیم و كاشت شروع شده بود و در مرحله داشت بودیم.كه اصطلاحا با ان وجین میگن . در حال انجام دادن بودیم در روز چند ساعت با  آقا داداش و مادر عزیز تر از جانم بزرگتر مشغول بودیم به كار چند روزی گذشت و داداش ما به علت داشتن مسابقه مرخصی می گرفت و با یه چشمك اصطلاحا از زیر كار در می رفت و دل ما را می سوزوند و می خندید و من و مادر را سر زمین تنها می ذاشت .

روزی من و مادر مشغول بودیم كه من هم خسته شده بودم و بهانه گرفتم برای مادرم كه تا صادق نیاد من كار نمی كنم همش ما داریم كار می كنیم و اون استراحت.

خلاصه یه روز از زیر كار فرار كردم و اومدم زیر سایه و استراحت كردم و مادر هم زیر آفتاب داغ مشغول كار كردن بود من هم لباسم را در آوردم و با بالا تنه ای لخت زیر سایه درخت انجیری خوابیدم و یه جورایی ناراحت بودم و غیرتم اذیتم می كرد مادرت داره كار می كنه و تو خوابیدی ولی به دو علت تنبلی و طعنه های داداش نمی رفتم و خوابیدم .

بعد از چند لحظه احساس كردم كه روی سینه ما سرد شده و در خواب و بیداری با چشمان بسته پیش خوئدم می گفتم دست مادرمه چند لحظه ای خوشم میامد و یهو یادم اومد بابا8->دست مادر اینقدر لطیف نیست و اینقدر سرد یواش یواش چشم هام را باز كردمدیدم یه مار سیاه روی سینه ام نشسته و رو به مادرم داره نگاه می كنه و هواسش به من نیست كه بیدار شدم یه یا علی گفتم زدم زیر ماره و با همون تن لخت رفتم تا غروب پیش مادرم كار كردم. گریه می كردم از زور كار و از ترس كه مادرم یواش در گوشم گفت كه مار روی سینه ات خوابیده بود ؟با تعجب گفتم آرهگفت هر كی مادرش را اذیت كنه روی سینه اش مارمیاد چه تو این دنیا و چه تو اون دنیا ((كه بعدا در عقاب اعمال دیدم  و راست می گفت))و همون شد كه من دیگه امر مادرم را به تعویق بیاندازم.

به همه دوستان میگم قدر این فرشته ها را بدونید.اینها تكه ای از خدا هستن كه امانت دست شما ست

از دستش میدید هااااااااااااااااااااااا؟؟؟دیگه بهتون نمی دن هااااااااااااااااااااااااا

جون من.نه جون خودتون بیاییید قدر مادر و پدرتون را بدونید

و هر كی  از این داستان خوشش اومده برای امام زمان 5 تا صلوات بفرسته و ثوابش را هدیه كنه به روح بابام

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/08/10ساعت   توسط حرف حساب | 
می دونی!!!!!!

فرقی نمیکنه که دریا باشی یا یه گودال کوچک

برای اینکه عکس آسمان در تو بیفته باید زلال و صاف باشی تا عکس آسمان در توباشه

حال برای اینکه آثار لطف و احسان و این که خدا هوای ما را داره را در خودمون حس کنیم باید صاف و زلال باشیم

هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                             

با حرفهای قشنگت این جمله زیبا را کامل کن

ممنون از لطفت عزیز

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1386/08/02ساعت   توسط حرف حساب |